آرش قاسمی، هنرمندی که با فعالیت در حوزه میراث فرهنگی و هنری ما شناخته شده است. او سرپرست گروه میراث است که جدا از نوازندگی، خوانندگی و آهنگسازی، مدیریت موسسه و آموزشگاه موسیقی میراث را هم بر عهده دارد. از این آهنگساز تا کنون دو آلبوم «گوهر افشان» و «خیام و میرزاعبدالله» با همکاری گروه میراث منتشر شده است. قاسمی در گفت‌وگوی کوتاهی با چاووش از مشکلاتی که گروه‌های موسیقی با آن مواجه هستند سخن گفته است.

    • برای شروع بفرمایید اگر شخصی بخواهد گروه موسیقی تشکیل دهد باید به چه نکاتی توجه کند؟ افراد گروه باید دارای چه شرایطی باشد؟
      فقط نت یاد گرفتن و نت زدن نیست، چاشنی کردن احساس نیست، خیلی چیزهای دیگر پشت این ملودی که می‌شنوید هست. یک نفر می‌شود استاد صبا، یک نفر می‌شود استاد هرمزی، یک نفر می‌شود استاد عبادی اما یک نفر که خیلی خوب ساز می‌زند چیزی نمی‌شود. خیلی چیزها باید دست به دست هم بدهد تا یک نفر نوازنده شود، خیلی چیزها هم باید دست به دست هم بدهد که یک گروه متداوم کار کند. ما برای کار گروهی نیازمند یادگیری الفبایش هستیم. برای کارِ گروهی پارامترهایی وجود دارد که اکتسابی است. نیاز داریم چیزی با عنوان آداب معاشرت، اصول و مبانی رفتار اجتماعی در نظام دروس آموزش و پرورش باشد که به بچه‌ها در سن پایین آن پارامترها آموخته شود. رسیدن به نقطه‌ پذیرش نظر مخالف و بعد تصمیم گرفتن، خودش آموزش می‌خواهد.
    • شما به عنوان کسی که ۶ سال مستمر سرپرستی گروه میراث را عهده‌دار بودید از چگونگی مدیریت و سرپرستی گروه بگوید.
      اصولا همیشه برای گفتن حرفهای نوازنده‌ها تریبونی وجود دارد اما هیچ وقت تریبون دست یک سرپرست نیست تا از سختی مدیریت یک گروه بگوید، آن هم سرپرستی که خودش نوازنده، آهنگساز، تنظیم‌کننده، تولیدکننده و مدرس بوده. من ۶ سال است که مستمر گروه‌داری می‌کنم. در طول این مدت با نوازنده‌های بسیاری در ارتباط بودم که وقتی از پیش من رفتن هیچکدام سرپرست گروه نشدند، چون آداب کار گروهی بلد نبودند. اعتقادم بر این است که از بین صد تا دویست نفر نوازنده یک نفر قابلیت این را دارد که مدیر و سرپرست خوبی شود. حقیقتا سرپرستی یک گروه کار بسیار سخت و فشارهای زیادی روی سرپرست است. در این سالها، چند گروه داشتیم که توانستند خودشان رو حفظ کنند و مسیرشان را ادامه دهند؟ حالا همین گروه‌ها گاهی در ماه دو کنسرت یا در سال یک کنسرت داشتند اما مهم این است که فعالیت و تفکرتشان ادامه داشته است. چقدر گروه تشکیل می‌شود که بعد از چند ماه خبری ازشان نیست؟ من به عنوان یک آهنگساز ابتدا برای تشکیل یک گروه باید چند نفر را دور خودم جمع کنم و فعالیت گروهی داشته باشیم. آیا از آدمهایی که برای بار اول و دوم می‌بینم، می‌توانم بفهمم که آداب کار گروهی بلد هستند یا نه؟ برای تشکیل یک گروه باید در نظر گرفت که فرد هم خوب ساز بزند و هم اخلاقش خوب باشد که خیلی سخت پیدا می‌شود. گاهی جبر حاکم است، برای تشکیل یک گروه مجبور به انتخاب افرادی می‌شویم که یک طرف کفه ترازویشان سنگینتر است؛ یعنی با نوازنده‌ای مواجه می‌شویم که سطح نوازندگیش پایین است اما به خاطر اخلاق درستش به نوازنده خوش‌ساز با اخلاق بدش ترجیح داده شده است. در این صورت او می‌تواند مسائل اکتسابی نوازندگی را بیاموزد. در فضایی که هیچ آموزشی داده نشده جمع شدن ده نفر آدم مورد نظر کار سختی است. اگر برای ساخت یک برج در کشور پنج سال زمان بخواهد برای ساخت فرهنگش ۵۰ سال زمان می‌خواد. کار فرهنگی در جهان سوم سخت است.
    • آیا این موضوع در رابطه با مدیریت یک مجموعه فرهنگی هم صادق است؟
      ما در سال چند نفر مدیر فرهنگی تربیت می‌کنیم. اکنون مدیرهای فرهنگی ما، رئیس خانه موسیقی، انجمن موسیقی، دفتر موسیقی، معاونانش، رئیس حوزه هنری و… هستند. چند نفر از آنها به صورت تخصصی مدیریت فرهنگی خوانده‌اند؟ مدیریت یک مجموعه فرهنگی با مدیریت کارخانه و کارگاه فرق می‌کند. آنها باید به موسیقی، تئاتر، سینما، هنرهای تجسمی و… وارد و مدیریت بلد باشد.
    • به نظر شما یک هنرمند می‌تواند یک مدیر گروه موسیقی خوب هم باشد؟
      مدیر یک گروه موسیقی در درجه اول باید موزیسن باشد. نمی‌شود شما بلد نباشی ساز بزنی و سرپرست باشی. مشکل اینجاست که هر کسی آستین بالا زده و مدیریت فرهنگی را عهده‌دار شده؛ همین مشکل به قسمت گروه‌داری و سرپرست گروه هم منتقل شده است. ما باید از هنرستان موسیقی، به این فکر کنیم افرادی تربیت کنیم که موقع تشکیل گروههای موسیقی به مشکل برنخوریم.
    • مشکلات سر راه تشکیل گروه موسیقی چیست؟
      عدم تربیت درست و عدم شناخت اکتسابی دقیق افرادی که می‌خواهند وارد گروه شوند اولین مشکل است. آنها الفبای اولیه کار گروهی را بلد نیستند. من به عنوان سرپرست باید وقت بگذارم آهنگ بسازم، نوازندگی کنم، سالن بگیرم یا وقت بگذارم آدم مناسب و لازم را تربیت کنم؟ یکی از ساده‌ترین انتظاراتی که سرپرست گروه از نوازنده‌ها دارد این است که به موقع سر تمرین بیایند و خیلی نکات دیگر که در کار حرفه‌ای لازم است ولی رعایت نمی‌شود.
    • به نظر شما کسی که به هر دلیل نمی‌تواند با اعضای دیگر تعامل داشته باشد، ممکن است در کار فردی موفق شود؟
      معمولا کسی که نمی‌تواند کار گروهی انجام دهد به کار فردی رو می‌آورد. همه نمی‌توانند مانند استاد لطفی شوند که با خودش با تارش جلوی چندهزار نفر کنسرت گذاشت. در گروه اگر کسی حرفی برای گفتن ندارد می‌تواند به کسی که حرفی برای گفتن دارد کمک کند. اگر شخصی نتواند در فضای اجتماعی تعامل کند گوشه‌گیر می‌شود و نهایت به انزوا، افسردگی، انتقاد و حسادت می‌انجامد.
    • سلیقه شنیداری پایینی، یکی از مشکلاتی است که امروزه آهنگسازان با آن رو به رو هستند. این دیدگاه درست است؟
      بله، متاسفانه مخاطب هم آموزش ندیده است. آنها هم فرق بین موسیقی خوب، موسیقی بد، موسیقی تفننی، لحظه‌ای، تصادفی، خوش‌گذرانی و عالمانه را نمی‌دانند. چند نفر از مخاطبان موسیقی را می‌شناسند و سبک موسیقی را می‌دانند؟ همه نگاه‌ها و تفکرها دم‌دستی شده و کیفیت سلیقه‌ها پایین آمده است. دغدغه چند درصد مخاطبان امروزی ما این است که موسیقی که گوش می‌دهند فلسفه‌ای داشته باشد یا حرفی در آن باشد؟ الان در مرحله‌ای هستیم که گروه‌های فعال در حال کار یا تعداشان کم است یا دچار روزمرگی شده‌اند. چند درصد از گروه‌های تازه کار موسیقی سنتی کار می‌کنند. آیا واقعا سنتی‌کار صرف هستند یا آمدند برای جذب مخاطب از ابزارهای موسیقی پاپ استفاده کرده‌اند؟
    • انتظار نوازنده‌های گروه از سرپرستشان چیست؟
      نوازنده‌ انتظار کنسرت دارد، انتظار دارد از لحاظ مالی تامین شود، گروه دیده شود و در نهایت انتظار کنسرت خارج از کشور دارد. در حال حاضر چند گروه این شرایط را داراست، سالنهای بزرگ را پر کند، کنسرت خارج از کشور بگذارد، پول دربیاورد و ساپورت کند؟ واقعا در موسیقی سنتی نداریم.
    • خصوصیت یک گروه موسیقی چیست؟
      اعتقاد من این است که جمع شدن چند چهره موسیقی دور هم را نمی‌شود گفت گروه. گروه یعنی اعضایش با یک تفکر، فلسفه و ایده دور هم جمع شوند مثل گروه پالت یا گروه رستاک. در گروه آنها حلقه اصلی و تفکر حفظ شده است. وقتی هم می‌خواستند خودشان را مطرح کنند به چیزی جز خودشان وابسته نبودند.
    • برای معرفی یک اثر موسیقایی، رابطان بین فعالان بخش هنری و مخاطبان تلاش می‌کنند؛ آیا این تلاش سودی هم دارد؟
      اگر تبلیغات بر اساس عدالت باشد موثر است. یعنی تلوزیون مثلا برای تبلیغ ده گروه متفاوت، یک اندازه زمان بگذارد مخاطب می‌تواند حق انتخاب داشته باشد از آن میان یکی را انتخاب کند اما وقتی تلوزیون دست یک نفر است و یک تبلیغ ده بار پخش می‌شود آیا به مخاطب این اجازه داده می‌شود که چهره دیگری را هم ببیند؟ صدا و سیما واقعا در معرفی موسیقی، گروه یا هنرمند به اجتماع نقش خاصی ندارد. در مرحله بعد اینترنت، روزنامه و دیگر جراید هم مثل همان یک نفر که تلوزیون تبلیغاتش را پخش کرده وجود دارد. فضا از حالت عدالت و رقابت خارج شده است. وظیفه وزارت ارشاد است که بر اساس امکانات و شرایطش آثار هنری را منتشر کند تا گروه‌ها بتوانند خود را به مخاطب نزدیک کنند.
    • نقش جشنواره‌ها در مطرح کردن گروه‌های موسیقی چگونه است؟
      ظاهرا که جشنواره موسیقی فجر، ویترین موسیقی است. باید اول مشخص کنیم که جشنواره موسیقی فجر نگاهش فرهنگی است یا اقتصادی؟ چقدر جشنواره فجر برای افرادی که برای شناخته شدن فضا، تریبون و امکانات نداشتن، تلاش می‌کند و امکانات در اختیارشان می‌گذارد؟ در جشنواره فجر آنهایی را می‌بینید که در طول سال ۵۰ کنسرت داشتند باز هم حضور دارند. در واقع جشنواره فجر برای آنها ارزشی ندارد؛ جشنواره فجر باید فضا را در اختیار جوانی قرار دهد که تازه گروه تشکیل داده و به سختی کار می‌کند، حالا آن گروه جوان با عشق و با جان و دل در جشنواره اجرا می‌کند. گروهی که در جشنواره شرکت می‌کند برای سالن و تبلیغات هزینه‌ای پرداخت نمی‌کند پس می‌تواند با قدرت کارش را معرفی کند. اینجا وظیفه نهادهای دولتی است که از گروه‌ها موسیقی حمایت کند. مثلا در جشنواره فجر آقای فلانی حضور دارد، همین آقا در فلان برنامه خارج از کشور هم اجرا می‌کند، در جشن پزشکان، در فلان مراسم عید صدا و سیما، در مراسم روغن لادن، در جشن پاسارگاد و… خوب آقای هنرمند به دیگران هم اجازه عرض‌اندام بده! این خصلت بد هنرمندان ماست. هیچ وقت کسی مثل بنان به خودش اجازه نمی‌داد همه جا حضور داشته باشد؛ جایگاهشان مشخص بود. امروز بنان‌های ما همه جا می‌خوانند.
      من که ۴ سال روی اشعار فردوسی زحمت کشیدم، اجرای موسیقی در مراسم بزرگداشت فردوسی جای من است نه کسی که آمده در این مراسم و شعر بیژن ترقی و سعدی و حافظ می‌خواند. من باید آنجا معرفی شوم. چندین فردوسی‌شناس و استاد ادبیات دعوت شده‌اند، آنجا جای گروهی است که راجع به فردوسی کار می‌کند. در آخر اینکه، نوازندگان و مخاطبانی که برای یک کنسرت در سالن حاضر می‌شوند، باید این را بدانند که گروه موسیقی وقتی روی صحنه می‌آیند، صرفا نتی که می‌نوازد یا لباسی که می‌پوشد، همه هماهنگیهای گروه نیست. نوازنده، سرپرست گروه و دست‌اندرکاران چقدر سختی کشیده‌اند تا بتوانند یک برنامه ارائه دهند آن هم در جایی که انقدر سختی وجود دارد. گاهی هم یک گروه این مشکلات را به جان می خرد و چند ساعت مانده به اجرا، کنسرتشان کنسل می‌شود.