ورود مسیحیت و فرهنگ آن به ایران نخستین بار با شکست امپراطور روم و همراهانش از امپراطوری ایران همراه شد. پس از مدتی که مسیحیان ایران را به سمت چین ترک می‌کردند هنگام ورود در مرز چین، مرزبانان از کاروان مسیحیان می‌پرسند از ایران با خود چه آوردید؟ می‌گویند «نور».
«نور» فیلمی است به کارگردانی بهمن کیارستمی و تهیه کنندگی شبکه آرته فرانسه که سال ۱۳۸۱ ساخته شده است. ایده اصلی این فیلم که در مورد نورها و صداها در کلیساهای ایران است را کریستف رضاعی داده بود. هرچند پیش از این استفان میکوس سوییسی و دیوید هایکس امریکایی برای ضبط صدا از کلیساها و معابد استفاده کرده بودند و ایده ساخت فیلم نور کار نویی نبود اما نتیجه این پیشنهاد ساخت و ثبت فیلمی بی‌نظیر با تصاویر، موسیقی‌های مذهبی و تلفیق آنها با نور شد. در فیلم، گروه کریستف رضاعی همراه گروه فیلمبرداریش که تیمی پژوهشی را تشکیل می‌دهند روی آکوستیک صدا در شش کلیسای ارامنه و آشوری در شمال غربی ایران در ناحیه آذربایجان تحقیق می‌کنند و نهایت رهاورد آن می‌شود فیلم «نور».
در فیلم، نور نقش اول و کلیدی را بازی می‌کند که این نقش در تصویر، کنار آوای موسیقی و آوای خواننده‌ها جلوه بیشتری می‌یابد. بدیهی است نور در فیلم به خواست کارگردان با ظرافت تمام وارد تصویر می‌شود و آنجا که لازم بداند آن را از تصویر خارج می‌کند در حالی که صدا همچنان بر تمام تصاویر حاکم است. کیارستمی آواهای موسیقی را همگام با نور و انعکاسهایش رو به جلو می‌راند؛ از جلوه‌های ویژه استفاده می‌کند تا این دو را با هم یکی و حس احترام مکان مذهبی را به بیننده منتقل کند. تصاویر به طرز زیبایی با موسیقی فیلم هماهنگی دارد. موسیقی روی نمای کلیسایی در دل کوهستان سوار و با حرکت آرام رودخانه همراه می‌شود، با چرخشی به سمت ابراها به اوج می‌رسد و با حرکتی آرام در دل تاریکی خاموش می‌شود.
اعضای گروه نور به همراه کریستف رضاعیدر بخشی از فیلم هنگام نواختن موسیقی غم‌انگیز «گیوم دوماشو» از قطعه‌ای به نام «او قومه دوفورتون» در مورد فراز و فرود سرنوشت، همگام با طلوع خورشید صبحگاه و آوای رود ارس، نور بر دیوار کهنه نمازخانه بالا می‌رود گویی در حال رونمایی اثری از یک نقاش بزرگ است که اثرش را آنجا به یادگار جا گذاشته. هر بار که در کلیسا نوایی بلند می‌شود نور از درزها به داخل هجوم می‌آورد گویی سالها محبوس سکوت بوده و اکنون درِ آزادی آرام آرام برایش گشوده می‌شود تا همانجا به احترام موسیقی سجده کند. کیارستمی در صحنه‌ای تحیر مردم از شنیدن سرود آهنگین مذهبی در کلیسا را با نمایش تاثیری که موسیقی بر چهره مردم می‌گذارد نشان می‌دهد. در این تصاویر مردم با دهان گشوده، چشمانی خیره و سکوتی وهم‌آلود به گونه‌ای نشان داده شده‌اند انگار نخستین بار است صدایی را آهنگین می‌شنوند.
در بخش پایانی فیلم، نور و صدا به خدمت گرفته می‌شوند تا نقوش هنری بنای تاریخی و انسانهای حبس شده در قاب را برای نشان دادن عظمت بنا به تصویر کشد. هنگام خوانده شدن سرود مذهبی، آهنگ با نور درمی‌آمیزد. صحنه‌ها به گونه‌ای فیلمبرداری می‌شود که گردوغبار با آهنگِ سرود در نور به رقص درمی‌آید؛ حتی تار تنیده شده بر دیوار از بند خود رها می‌شود، خود را به دست موسیقی می‌سپارد، می‌چرخد و بیننده را با حیرت، غرق در زیبایی خود می‌کند همچون آن مرد روستایی فیلم که گویی اولین بار است گوشش با نوای موسیقی و چشمش با زیبایی نور می‌آمیزد.

در ادامه برای حفظ حقوق سازنده فیلم بخش کوتاه و بریده‌ شدۀ ابتدایی و انتهایی از فیلم آورده شده است.

نظر شما چیست؟

Please enter your comment!
Please enter your name here